چراغ خانه ( عمودي ) دو حرف دارد ـ زن
به انتخاب پدر ، ـ جامه را نكرده ـ به تن
سكوت وارد اين خانه شد     اگر ،    تنهاست …
صدا اجاره نشين شماست ، حرف بزن ! …
دو خانه مانده به آخر …    رديف چندم بود ؟
دري به روي غزل باز شد ، تويي لادن ؟                        
چقدر پشت سر هم به من بفرما زد !
مودبانه زني ، نام او … سو سو سو سن
براي روز تولد ـ سه حرف دل سوزست ـ
در امتداد همين متن مي كنم‌ ، روشن                              
نخ بخيه نشد گم كند ـ سر نخ را ـ
خدا نخواست كه افتاد ـ نخ نشد سوزن ـ
فقط كمي عجله داشت ، ترك خانه كند
كجاست مقصدتان ؟ تاكسي … برو جردن
ـ چقدر هم دمتان گرم بار مردم كرد
هنوز هم افق انتظار جاهل ، من !
سر دو خط موازي چقدر دعوا شد
بزن به چاك خركچي … خرت به چند اصلن …
….
وسيله اي ست كه هي شخم مي زند ، زارع
درون مزرعه را ( هفت حرف ) … « گاو آهن … »
تمام خنده ي باران به روي جدول ريخت
چنان كه پيش تو پيچيده - ماه در ساتن ـ
اجازه داد به شاعر خودي نشان بدهد
نشان بده به همه جاي دوست و دشمن                         
هواي بانك زدن ، مي زند سرم ـ بانكت ـ
برو براي خودت ـ عكس … مكس … لخت شدن
و در تقاطع بعدي به پاسبان برخورد !
بزن كنار سواري ، پياده شو چلمن
تمام جاده ي لغزنده رفت ، در غلطيد … 
اتومبيل ته دره ، مرده پاي چمن

دو روز و شب همه جا زير برف گم شده بود
فرود آمده از كوه ـ كم كمك ـ بهمن
رسيد نوبت وصل و بهار ، ماشا ا …
تو هم كه حرف مرا قطع مي كني ـ كودن ـ
هنوز پنجره باز و … قرار ما برجاست
چه وعده ها كه نكردي ، بيا سر خرمن
گرفت جايزه را حل نكرده ، ـ از دستم ـ
بقيه حرف اضافه ست ، بريز توي دهن

و ايستاده مقابل زني كه حرف نداشت
همين كه ديد مرا ، زير گريه زد مانكن !

/ 0 نظر / 16 بازدید