دو تخت داشت ، پتو روي تخت وارو بود
پلنگ نقش پتو ـ در شكار آهو بود ـ
تفنگ من كه به ديوار بود ـ آويزان
شكار در كوهستان ـ نشسته ـ آن سو بود
اتاق از خفگي باز كرد پنجره را
ـ نگام توي نفس هاي تازه با او بود
كمي جلوتر ، … ( آن سمت دوربين دو چشم )
صداي خش خش پاي يك درنده خو بود
و تخته سنگ دو ساعت ـ در كمين شكار ـ
تفنگ به دست نشستم ، شكار ناتو بود
صداي چند گلوله ، ـ و بوي باروت و …
و بعد حالت يك مرد ـ در تكاپو بود
 و صبح ـ پا نشده ، پا شد و به راه افتاد
ـ‌كنار سمت چپش باغ آلبالو بود
تب مناظر زيبا گرفته بود ـ او را …
چنان كه موقع برگشت ، غرق جادو بود
رسيد پيش هتلدار ـ بي سلام و عليك ـ
دو تخت خواب ، اتاق و … كليد آن تو بود
شبيه  لاشه ي يك سنگ در پتو پيچيد
ولي تمام حواسش ، به تاب گيسو بود
شكار آمده پيش … آنجا كه بوته اي لرزيد
تفنگ پر شده دستت مگر قلم مو بود ؟!
كشيد چهره ي ترس خورده اي از مرگ
چگونه شرح دهم ، ـ روي بوم ـ يارو بود
ـ همان كه مارك يك كارخانه بر تن داشت
اشانتئون فروشش ـ تو هم بگو ـ رو بود
كليد كرد به اطرافيان ، … قبول كنيد !
كه پالتوي من از پوست ناز بانو بود
و بعد … داخل جنگل بياوريد تفنگ
نشانه از بغل كتف ـ روي زانو بود
دو پوكه تير ، و يك مرد ، پاي تخت هتل
ميان خون خودش سر شكسته ، ياهو … بود
پلنگ جست زد و طعمه را به چنگ آورد
اگر چه لاشه ي آهو نشسته آن سو بود


/ 1 نظر / 19 بازدید
داريوش

سلام...مرسی لذت بردم....خيلی با حال بود با اينکه قافيه سخت بود....يا هو