يك پشته اشك

يك پشته اشك ، - پشتش-  هيزم شكن كشيد
از لاي شاخه شاخه - تبر- نرم نرم ... مي وزيد !
ضربات تند زد به تبر ، / باد ... لحظه اي
اين كوره راه وا شده ، اين قصه سر رسيد
طي شد تمام فاصله ، - از صبح تا به حال
شب تا تمام رنج ... به پاي تبر دويد
يك چله من شكستم ، يك نوبه داركوب
در جنگلي كه خرس ... مگس را سنگ ديد
من هم ميان دسته مگس ها به سوگ ماند
يك پشته اشك ... روي دو زانو / سرم خميد
يك بيشه داركوب ، و يك بيشه مال من
هيزم شكن ميان زدن ها ... تبر كشيد
يك ضربه هم نثار درخت و ... / بلوط خورد !
بار الاغ كرد ، - تبر خورده هاي بيد
در فكر نقش تازه ، / و يا ؛ اتفاق نو ...
لابد ، عبور تند تبر ... پاي جاده ديد
اين جاده ها نشانه ي آن روزهاي بد ...
: ديروز بود ... پاي درختان - تبر - بريد !
هيزم شكن بهانه شد و ... گوله گوله داغ
از فرط غصه بر كف جنگل ، ن / مي / چكيد ؟
تا وقت بازگشت ... نگهبان خرس ها
بر روي تخته سنگ - دو زانو نشسته بود
ضربات تند زد به تبر ، / باد ... لحظه اي
شعرم چگونه سر شده ، اين قصه ته كشيد ؟!


/ 8 نظر / 14 بازدید
آزاده

يک پشته اشک ...روی سر بی سپر تبر ...بی چاره تبر...دست هيزم شکن که شاعر نيست ...هست ...؟ شاعرها هم مثل شاخه ها از فرط غصه روی زمين خاک می شوند ...حالا تو بگو ... بگو که نترسم وقت بستن فانسقه ...عروس خوشه ی اقاقی سرباز ...

کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند

فراخوان خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده مراسم 16 آذر سال 86 درموج دستگیری های بی‌سابقه‌ی دانشجویی در آستانه‌ی روز 16 آذر(روز دانشجو) بیش از 30 تن از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب دانشگاه‌های سراسرکشور بازداشت شده‌اند. شگفت این که 16 آذر که نماد مبارزه با رژیم وابسته‌ی شاهنشاهی و سلطه‌ی بیگانه بوده است از سوی جمهوری اسلامی نیز تحمّل نمی‌شود. آن چه امسال در روز دانشجو روی داد، تکرار همان صحنه‌هایی است که رژیم گذشته هر ساله در برخورد با جنبش دانشجویی ایجاد می‌کرد. گرامی‌داشت روز دانشجو سنت پنجاه و چند ساله‌ی جنبش دانشجویی ایران است و دانشجویانی که امسال به اتّهام برگزاری مراسمی ، با محوریت مخالفت با جنگ و تحریم، بازداشت شده‌اند در زمره‌ی شریف‌ترین فرزندان این آب و خاک‌اند. ما خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط فرزندان اسیر خود هستیم. کمیته‌ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند

ناصر آسيابانی

هو حق سلام علیکم با دو ترانه درباره ی رفتن پاییز وبلاگم به روز شد و باز هم منتظر نظرات شما یا حق یا مولانا علی

سحوری - اميربهروزقاسمی

سلام دوست عزيز! سحوری با يک ماه تاخير با يک غزل تازه به روز شد: هجومِ فاجعه تبعيض مرگ استبداد فغان از اين همه نامردمي، فغان ... فرياد ! دلي شكسته، تني خُرد، پيكري خونين نفس... نفس زدنِ كوچه در برابرِ باد در امتدادِ هياهوي اين مترسك‌ها در اين حواليِ بي‌سرزمينِ مرگ‌آباد : درخت‌هاي سَتَروَن كلاغ مي‌زايند ( كلاغ : منشاء يك نوعِ ديگرِ فرياد ) ................. ..... ............. ..... در سحوری به انتظارم.

زهراـ ه

سلام زيبا بود عيد غدير رو هم خدمتتون تبريک ميگم منتظر نظر محترم شما هستم يا علی

سوسن جعفری

جنگل ...

مجيد قباديان سوادکوهی

سلام دوست عزيز با مطلبي تحت عنوان « احمدرضا احمدي و موج نو » به روزم احمدي از شاعراني است كه به خاطر جريان سازي در شعر معاصر قابل دقت نظر و بررسي است پيشنهاد او در كتاب « طرح » هر چند براي ادبيات فصل تازه اي نبود ( قبل از او هوشنگ ايراني دست به تجربه هايي در بي وزني ، ايجاد اشكال در فهم مفهوم ، سكته هاي خوانشي ، بازي هاي زباني و گريز از سلطه شعر ممكن زده بود ولي تداوم نداشت ) اما هسته اصلي جرياني را ساخت كه بعد ها به نام شعر « موج نو » قسمت اعظمي از ادبيات معاصر را با خود درگير كرد . . . . بي ترديد هر نگاهي در تلاقي با ديدگاههاي ديگر است كه منتج به نتيجه مي شود پس منتظر شنيدن(ديدن)ديدگاههاي شما هستم. پيروز باشيد