شيرين

دو چشم داشت ـ رسيده ـ لب و دهن شيرين    
تمام كوچه صدا زد ـ بده به من شيرين
نداد ـ دختر بابا ـ به دست نا محرم                  
امانتي كه خدا داد ـ دست زن ـ شيرين
و كيف مدرسه را باز كرد ، ـ تا آخر …
نوشت مشق شب پيش ، ـ خط بزن ـ شيرين
صداي زنگ كه پيچيد ـ صندلي پر شد ـ
پر از صداي نشستن ـ بپا شدن ـ شيرين
ـ معلم آمد و از وضع بچه ها پرسيد :                  
( نخورده خط كش تعليم دست من شيرين )
نشست پيش من و ، با من و منش طي كرد       
بيا و ، از همه ـ دختر ـ تو دل بكن شيرين
ببين ! حساب من و تو جداست ، تو دنيا …        
نباست لج بكنيم از بلوغ تن ، شيرين !
بشين كنار خودم … عقل و عشق اينجاست !       
مگر چه هست ميان دو پيرهن شيرين ؟!

نشد كه بخش كند ، ـ حاضرم ببندم شرط              
دو چشم داشت ـ رسيده ـ لب و دهن شيرين

به دلیل فیلتر شدن ایستگاه شانزدهم از طرف برخی از آی اس پی ها شعر مربوط به آن وبلاگ نیز برای دوستانی که به آن دسترسی ندارند در پل بهشت نیز منتشر می شود :

به: بچه هاي سه شنبه ساري

بالاخره تمام شد . چند تا كه خارج شدند ! … ( اين اتاق به كجا وصل است ؟!
: به قارن ، : به سه شنبه ، : به شعر …
اتاق سه شنبه بود و چند در كه بسته شدند ، ( داخل شويد )
اتاق سه شنبه بود و چند در كه وا شدند ، ( خارج شويد ) 
يك روز ـ در هفته ، يك هفته ـ در روز ، روزها ـ هفته شدند ، و هفته ها ـ سه شنبه بودند ، و …
صندلي ها ؛ به فاصله نشسته بودند . روي ميز … به حد نصاب ، نصف آرا در اتاق ، نصف ديگر ـ كنار در ـ
اين اتاق به سه شنبه وصل است ، و سه شنبه به 2 طرف قارن . از فرهنگ ، از انقلاب ، از از …
از همين جا كه بچه هاي سه شنبه شاعرند ! از همين اتاق كه سه شنبه است ! از همين در كه خارج شدند ! از از …
از تمام روز كه ( يك ) هفته بود . از تمام هفته كه ـ سه شنبه ـ بود ! از تمام سه شنبه كه شاعر بود ! از از …
از من ، از تو ، از ما ، از از …
بالاخره تمام شد . اين اتاق ، اين سه شنبه ، اين شعر ،
و چند تا كه از در خارج شدند ؛ اتاق رنگ سه شنبه گرفت ؛ سه شنبه رنگ شعر ؛ و شعر ؛ … يعني همه شاعرند !
نصف آرا روي ميز ، و نصف ديگر … از فرهنگ ، از انقلاب در آمدند !

/ 21 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابوالفضل حسنی

اخی هش(بقول شهسواری ها) بلا خره رجب من تونستم اون چیزی را که داشتم توی کار های تو دنبالش می گشتم پیداش کنم :کلیت شا عرانه .... این کار کاره خوبی بود ....اما غزلت ....مصرع ...بلوغ تن خیلی ضعیف و کم خونه ....مصرع ببندیم شرط اصلن جالب نیست ...ببندیم شرط و میشه را حت تعویض کرد

بوی جوی مولیان

سروران عزیز و بزرگوار با احترام از شما دعوت می گردد جهت گفتگو پیرامون(( غزل امروز)) به وب سایت ((بوی جوی مولیان)) مراجعه و اعلام آمادگی فرمائید ضمنن هر گونه پیشنهاد شما برای شروع گفتگو راه گشا می باشد در صورتی که بنا به صلاحدیدتان قصد شرکت در این همایش مجازی را ندارید لطف فرموده خبر دهید. قبلن از بزرگواری شما سپاس گذارم/ اسامی بزرگواران به ترتیب حروف الفبا می باشد: 1_جناب آقای مهدی آذری 2_سرکار خانم مریم حقیقت 3_جناب آقای امیر رشتی 4_جناب آقای پیام سیستانی 5_جناب آقای علیرضا عاشوری 6_جناب آقای سید مهدی موسوی 7_جناب آقای شهرام میرزایی منتظر اعلام آمادگی و حضور تمام دوستان عزیزم هستم. با تجدید احترامات برزو علی پور

بوی جوی مولیان

جناب آقای رجب بذر افشان خب حالا خدمت شما رسیدم که دعوت رسمی از جنابعالی به عمل آورم تا در جمعی که افرادش مشخص شده است برای گفتگو در خصوص غزل امروز شرکت فرمایید غرض از تاخیر تنها مطمئن شدن از حضور بقیه دوستان بود حال که همه اعلام آمادگی نمودند از جنابعالی درخواست می نمایم به جمع دوستان خود بپیوندید تا با هم گفتگوی خود را آغاز کنیم ضمنن منتظر راهنمایی و پیشنهاد های شما هم جهت اجرای برنامه هستم برزو علی پور

بوی جوی مولیان

جناب آقای رجب بذر افشان نمی توانم عقیده ام را پنهان نمایم بنده با اصرار شدید خواهان حضور حضرت عالی هستم جناب آقای پیام سیستانی هم خواهان حضور شما هستند سرکار خانم مریم حقیقت هم خواهان حضور شما می باشند پس لطف فرمایید و تجربیات خود را در این گفتگوی مجازی بیان فرمایید که بسی ارزشمند هستند اینجانب به دوستان عرض کرده ام کوچکترین طعنه و گوشه و کنایه را نخواهم پذیرفت فقط گفتگو باید درباره غزل باشد و مطلبی که مطرح می گردد لااقل یک بار هم شده نشان دهیم تحمل شنیدن صدای مخالف را داریم و به دیده احترام به آن می نگریم منتظر شما هستیم برزو علی پور

فرهاد

سلام بر تو نازنين ممنون که سر زدی... لينکت اضافه شد...

بوی جوی مولیان

دوستان و بزرگوارن با اعلام حمایت و دلگرمی شما گفتگوی غزل امروز را آغاز می نماییم.البته بنده از تمام دوستان بارها تقاضا نمودم که موضوع آغاز بحث را به صورت پیشنهاد مطرح فرمایند اما چون پیشنهاد خاصی بیان نگردید و اینجانب هم می خواستم گفتگو را شروع نمایم موضوعی را انتخاب نمودم تا شروع نماییم مباحث دیگر در حین سخن به میان خواهند آمد لذا خواهشمندم دوستان عزیزم که در این دوره دعوت به گفتگو شده اند فقط به موضوع مطرح شده بپردازند و به نظرات دوستان دیگر پاسخ ندهند زیرا در موقع مقتضی تمام نظرات به گفتگو گذاشته خواهد شد. اولین موضوع گفتگوی غزل امروز: ((نقش و کارکرد غزل به عنوان یک قالب در شعر امروز )) با احترام برزو علی پور

طلوع

سلام دوست عزیز طلوع نو به روز شد و منتظر نظر ارزشمند شما هستم.

آزاده

من هم ستاره ای دارم که بلد است بخندد ! ببین ... حالا به عمد بگذارتا آب بیاید و از سر گریه بگذرد... به روزم و منتظرت

سطرگريه

سلام سطر گریه جمعه ها به روز می شود