گفتم عزيز ! از مدل سال دل بكن
اين رخت تازه ، كهنه نشد ـ كرده اي به تن ـ
هي پشت ويترين مغازه ـ نگاه كرد ـ
هي انتخاب كرد ، ـ ببين ! … مي خورد به من ؟!
انگار كه خياط به اندازه دوخته است
فينت شماست … اين كت و شلوار و پيرهن
بر پيشخوان كه چيد مدل هاي مختلف
با روي باز گفت : فروشنده رو به من
ـ اول پرو كنيد ، ببينيد ! فرم كار …
آيينه است و شكل من افتاده ، … جر نزن
اين واقعا مناسب حال شما نبود !
مردي كه پشت كرد به رفتار خويشتن
شوخي نكن به جان شما قهر مي كنم
از هر چه نانجيب … بريدم لب و دهن
تازه همين كه هر مدل فابريك را
تن كرده ام ، روح و تنم بود و يك بدن

آخر نصيب من اين كرباس ساده شد
راحت بگو ، چگونه نپوشم به تن كفن ؟!

/ 2 نظر / 11 بازدید
حسین دیلم کتولی

سلام گمشده ام ..پيدايم كن ...به روز وحضور شما اهل ادب افتخاريست ..ممنون